| |
شهر شهر فرنگه
شهر فرنگی اومده، از همه رنگی اومده
خوب تماشا کن ؛ این عبدالله مهندس ِ نظامی و شهریه که پیش از حرکت ِ مظفرالدین شاه به سوی فرنگ ، به دستور شاه و با حکم امین السلطان مامور شده برود برای ساختن پل ِ فوری " قزل اوزن " و سایر پل های کوچک عرض ِ راه آذربایجان و رفع معایب و معایب و موانع عبور عرابه های اردوی کیوان شکوه از آن سامان .
خوب گوش کن : در یکی از صفحات ِ کمتر افتخار آمیز تاریخ معاصر ما آورده اند که :
در سال 1317 قمری ، مظفرالدین شاه قاجار به فکر می افتد به فرنگستان سفر کند . جاذبه های سحر آمیز آن او را به خود خوانده بود ؛ ولی خزانه خالی بود . سال موش بود " سیچقا ن ئیل" .سال ِ قحط و بر باد رفتن سرمایه ها و عسرت و نکبت ِ فزاینده !
صدر اعظم وقت ، امین السلطان ، برای تدارک سفر شاه از بانک شاهنشاهی که انگلیسی ها تاسیس کرده بودندو خود آن را اداره می کردند ، درخواست وام کرد ؛ بانک به این درخواست جواب رد داد . شاه او را عزل کرد و میرزا علی خان امین الد وله را به جای او نشاند ؛ ولی امین الدوله با سفر شاه موافق نبود . شاه بر کنارش کرد و امین السلطان را از قم به تهران فرا خواند و بار دیگر به مقام صدراعظمی بر گمارد. امین السلطان از بانک استقراضی ایران که سهامدار آن دولت روسیه بود 22500000 – بیست و دو نیم میلیون - منات طلا ( برابر 3439000لیره ی انگلیسی ) با بهره ی 5% و ضمانت باز پرداخت وام از محل عواید گمرکا ت ایران ، به استثنای فارس و بنادر جنوب وام گرفت و به این ترتیب هزینه های مسافرت شاه تامین گردید و اعلیحضرت قدر قدرت شهریاری عازم سفر خیریت اثر فرنگستان شد .
...
مثل اینکه می خواهی بدنی این مهندس عبدالله کیه ؟ مهندس عبدالله از نخبگان و اعیان زاده های آن عصر است . پدرش در عهد ناصری در حکومت اسدالله خان ، خا لوی شاه شهید ( در مازندران شاید! ) مقام وزارت داشته و مادرش علی آبادی بوده - شاهی بعدی و قائم شهر امروز- و خودش به احتمالی زاده ی و پرورده ی منطقه ی مرکزی ایران است که آن روز ها عراق و یا جبال خوانده می شد و تهران نیز در آن جاست .
این مرد بزرگوار که از نخستین نمونه ی " کارمندی " و " مستخدمی " دولت در نظام اداری ایران در عصر جدید است به مانند " مهندس حاجی میرزا قاجار " ، "مهندس ذ والفقار خان کرمانی " ، " مهندس سلیمان خان " ، " مهندس بغایری " و نظایر آنان که با نقشه کشی و مهندسی نظامی آشنایی داشته اند از تحصیل کردگان دارالفنون است .
دوره ی مهندسی نظامی و شهری در دارالفنون شش سال بود و شاگردان در سال سوم و چهارم نقشه کشی می آموختند .
مهندس عبدالله و یا آنطور که رسم قدیم بود و عنوان اشخاص را بدنبال نامشان ذکر می کردند " عبدالله مهندس " ، پس از پایان تحصیل به خدمت دولت در می آید . او تحصیل کرده و فرنگ دیده است و در سفر سوم ناصرالدین شاه جزو همراهان او بوده . یک زبان خارجی می داند . عربیت و ادبیت بدی ندارد . خطی پخته و خوش می نویسد . در طراحی دستی به قلم دارد و در نقشه کشی چیره است و ورزیده است .
سفر نامه ، شش سال پیش از پیروزی مشروطیت نوشته شد و تصویری به دست می دهد از حال و هوای غالب بر شهر های مهم و برخی روستاهای آذربایجان و در آن دوره ی حساس تاریخی و نیز از وضع کلیه ی رفتار حکام و بیان کلیه ی انام و عوام هر بلدی ، به قدر آنچه در آن ایام ِ اندک مسافرت ممکن بوده است .
در تاریخ تحریر آن اینک صد و ده سال می گذرد . به سال 1279 هجری شمسی – 1900 میلادی- کار نوشتن و ترسیم نقشه ی پیوست به آن در تبریز پایان یافته و به احتمال زیاد در همان جا به حاکم وقت آذربایجان " نظام السلطنه مافی " داده شده است .
...
خب ،از ده شاهی که برای تماشا ی شهر فرنگ داده بودی ، بیشتر برات گفتم ، بقیه ی ماجرا را وقت دیگه میگم . از تبریز شروع می کنم که هم خانم " دیالافوآی فرانسوی" و هم " هدین سوئدی" پیشتر، از اون گفته اند .
زود بلند شو که داره " پاسبونه "میاد و می خواد یکقرونی منو تلکه کنه . راستی یادم باشه که از قران وشاهی و دینار وتومان برات دفعه دیگه هم بگم .
-- 
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر